گزارش برنامه کوه سرخ
به نام خدا
اغلب شيرازي ها باباكوهي و دراك را خوب مي شناسند اما نام كوه سرخ براي خيلي ها ناآشناست. شايد نماي صعب العبور گونه اين كوه از دور دليل بي توجهي مردم باشد.
كوه سرخ در جنوب غربي شهرك گلستان واقع شده و از ماسه و سنگ ريزه هايي كه به رنگ قرمز تمايل زيادي دارند تشكيل شده است. با كمي نزديك شدن به دامنه كوه فرسايش شديد آنرا به وضوح مي توان ديد. فرياد سنگ!! سنگ!! پس از رها شدن تكه سنگي نه تنها امري عاديست بلكه هيجان صعود را دوچندان مي كند.
به گفته يكي از همنوردان با تجربه اين كوه اسفنج گونه است و مقدار زيادي از آب باران را در فصل بارش جذب كرده و در طول سال به صورت چشمه هاي متعدد به بيرون مي فرستد كه در ارتفاعات اين چشمه ها تبديل به آبشار مي شوند.
و اما گزارش برنامه...
ساعت 6 صبح روز جمعه دوم ديماه 1390 از فلكه قصرالدشت به سمت شهرك گلستان راهي شديم.
آقايان تيم ما: محمدجواد تركماني(سرپرست)، هادي نگهدارفرد(مسول فني)، مهدي كريمي(امدادگر،گزارش نويس و عكاس)، مجيد شكرانه، طهماسب ايزدپناه، شهرام ذنوبي، مهدي صارمي و احسان محمدي
بانوان تيم: خانم هوشمند(سرپرست)، خانم زارع(مسول فني)، خانم خردمند
اتومبيل هايمان را در خيابان آبشار پارك كرده و به سمت كوه حركت كرديم.پس از نيم ساعت به دامنه كوه رسيديم، از دو مسير مي توان به قله صعود كرد.مسير اول معروف به دره غولكي يا زندان كه كوتاه ولي مشكل است و مسير دوم معروف به دره گرگي يا دروازه كه طولاني تر و ساده تر است. اين دو دره توسط گروه هاي كوهنوردي نامگذاري شده اما جايي به ثبت نرسيده است.
صبحانه را در ابتداي دره اول خورديم و به توصيه سرپرست در صفي منسجم با فاصله نيم متر از يكديگر به سمت بالاي دره روانه شديم. ريزشي بودن مسير و جلوگيري از آسيب به نفرات انتهاي صف در صورت پرتاب سنگ دليل اين انسجام بود.

مسيري مشكل و خطرناك با مناظري خيره كننده ، قدم به قدم از ميان سنگ ها آب به بيرون سرازير شده و يخ زده بود. قنديل هاي يخي، درختان يخ زده و جويبارهاي جاري زير سقفي از يخ آنچنان رويايي بودند كه سختي قسمت هاي دست به سنگ اصلا به چشم نمي آمد.

پس از حدود دو ساعت به انتهاي دره و چشمه اي پرآب رسيديم. عده اي از همنوردان كنار چشمه ماندند و ما با تيمي شش نفره عازم قله شديم. پس از يك ساعت حركت در مسيري نامتعارف با شيبي تند و البته بسيار ريزشي به خط الراس رسيديم. نمايي كامل از دراك اولين چيزي بود كه نظرمان را به خود جلب كرد.
نيم ساعتي را به تماشاي مناظر بديع و خيره كننده اطراف گذرانديم. در برگشت با اينكه به توصيه مسول فني از تكنيك شكست شيب استفاده كرديم باز هم فشار قابل ملاحظه اي به زانوهايمان آمد.
پس از پيوستن به همنوردانمان تصميم بر آن شد كه به سمت دره دوم حركت كنيم و ناهار را بين راه بخوريم. پس از نيم ساعت به مسيري تاقچه مانند كه وصف آنرا از ابتداي صعود شنيده بوديم رسيديم.
راهي باريك حدود 300 متر با عرضي نزديك به يك متر در ارتفاع 700 متري از سطح زمين كه قسمتی از آنرا به دلیل کوتاهی سقف خميده گذرانديم. حس جالبي بود نمي دانستيم از اين ارتفاع و خطر سقوط بترسيم يا از منظره بسيار عالي آن لذت ببريم.

ناهار را به پيشنهاد سرپرست بالاي دره دوم خورديم و پس از استراحتي يك ساعته به سمت پايين روانه شديم. به حق كه اين راه خيلي طولانی تر بود. يك ساعتي را پياده روي كرديم تا به اتومبيلهايمان رسيديم. ساعت 5 بعد از ظهر برنامه ما به پايان رسيد.
گزارش از مهدي كريمي
نوشته شده توسط
روابط عمومی گروه کوهنوردی آرش شیراز در
سه شنبه ۶ دی ۱۳۹۰
|
لینک ثابت مطلب